| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
هیچ وقت برای تغییر وعوض شدن دیر نیست.علی رغم سن ما و یا این که عادت ها چند ساله است می توان آن را با آگاهی و به کاربردن روش های اصلاح رفتار،تغییر داد.همیشه شنیده ایم که شما نمی توانید به یک سگ پیر شیرین کاری های جدید را یاد بدهید،اما ما انسان هستیم نه سگ.ما نه تنها می توانیم شیرین کاری ها را یاد بگیریم،بلکه می توانیم رفتارهای مخرب را نیاموخته و رفتارهای مثبت را یاد بگیریم.راز انسان های موفق این است که آن ها خود را به انجام کارهایی که افراد شکست خورده دوست ندارند،عادت می دهند.یک لحظه در مورد کارهایی را که شکست خورده دوست ندارند،عادت می دهند.یک لحظه در مورد کارهایی را که شکست خورده ها دوست ندارند،فکر کنید.این کارها چیزهای مشابهی هستند که افراد موفق دوست ندارند آن ها را انجام دهند،ولی شکست خورده ها انجام می دهند.برای مثال شکست خورده ها،انظباط،کارهای سخت،تعهد و التزام را دوست ندارند.هم چنین افراد موفق انظباط و کارهای سخت را دوست ندارند(ورزشکارانظباط را برای بیدار شدن وتمرین روزانه دوست ندارد ولی او به هر حال آن را انجام می دهد)،ولی در هر صورت آن ها را انجام می دهند،زیرا که آن ها عادت انجام کارهایی را که شکست خورده ها دوست ندارند در خود به وجود آورده اند.همه ی عادات به صورت جزیی شروع می شوند ولی سرانجام برای این که تغییر یابند،مشکل می شوند.نگرش ها و نظرات نیز عادت هستند و می توانند تغییر پیدا کنند.این امر همواره مورد سوال است که چگونه می توان عادت های منفی را از بین برد و عادت های مثبت را جایگزین آن ها کرد.
جلوگیری از عادات بد راحت تر از غلبه کردن بر آن ها است.عادات خوب از غلبه بر وسوسه ها حاصل می شوند.شادی و غمگینی هم عادت هستند.ایده آل بودن در چیزی نتیجه تلاش هوشیارانه مکرر است،تازمانی که تبدیل به عادت شود و تمرین کافی در این مورد خیلی موثر است.ما همگی عادات منفی زیادی داریم که ما را به زبونی وشکست می کشانند.حدود یک ربع وقت صرف کنید و به تنهایی و با آرامش فهرستی ازتمام عادت هایی که اغلب موجب شکست و ناراحتی شما می شوند تهیه کنید.یک ربع دیگر نیز با آرامش و درخلوت لیستی از عادت های مثبت که دوست دارید در شما به وجود آیند تنظیم نمایید.
پیتر لینچ (Peter Lynch) یكی از مدیران افسانه ای وال استریت است كه استراتژی «سهامی را بخرید كه میشناسید» وی شهرت زیادی دارد او به مدت 13 سال مدیریت یك صندوق سرمایه گذاری مشترك معروف به نام Magellan را بر عهده داشت و توانست بازده خیره كننده سالانه 29 درصد را كسب كند.
او در كتاب مشهور خود با عنوان «One Up on Wall Street» ضمن توصیف استراتژیهای سرمایه گذاری خود به سرمایه گذاران پیش از تصمیم به سرمایه گذاری در بازار سهام، تستی با عنوان تست آینه را پیشنهاد میكند : هر فردی قبل از آنكه تصمیم به سرمایه گذاری در بازار سهام بگیرد باید در برابر آینه بایستد و به سه سوال زیر صادقانه پاسخ دهد:
1- آیا من مالك خانه ای كه در آن زندگی میكنم هستم؟ قبل از آنكه شما وارد حوزه سرمایه گذاری در بورس شوید، واجب است خانه ای برای خود تهیه كنید. سرمایه گذاری در خانه ای كه در آن زندگی میكنید پیش از ورود به بورس، یك سرمایه گذاری خوب است كه تقریبا هر كس قبل از هر سرمایه گذار دیگر باید به فكر آن باشد.
2-آیا به پولی كه قصد سرمایه گذاری آن را دارم نیاز مبرم دارم؟ هزاران فرمول و روش برای تعیین میزانی از داراییهایتان كه باید وارد بازار سهام كنید وجود دارد. اما یك قاعده سرانگشتی اما موثر این است كه تنها بخشی از پولتان را وارد بازار سهام كنید كه تحمل از دست رفتن آن را دارید بدون آنكه خلل جدی به زندگی روزمره تان وارد شود.
3- آیا ویژگیها و خصوصیات لازم برای موفقیت را دارم؟ این در واقع مهمترین سوال پیشروی شما است. لیست خصوصیات یك سرمایه گذار موفق شامل صبر، اعتماد به نفس، داشتن شهود قوی، قدرت تحمل درد، داشتن ذهنی باز، پشتكار، حوصله،انعطاف پذیری، توانایی پذیرش اشتباهات و همینطور قدرت نادیده گرفتن ترس و وحشت عمومی در بازار است.
چرا وقتی که انسان ها از عادت منفی خود آگاهی پیدا می کنند.آن ها را تغییر نمی دهند.دلیل این که تمایل به تغییر ندارند این است که نمی خواهند احساس مسئولیت کنند.در ضمن لذت ادامه دادن آن بیشتر از درد و رنج است.آن ها ممکن است:
1-تمایلی به تغییر نداشته باشند
2-کمبود نظم برای تغییر داشته باشند
3-اعتقادی به تغییر ندارند
4-آگاهی آن ها برای نیاز به این تغییر کم باشد.
تمام این عوامل باعث می شوند که ما عادات منفی خود را ترک نکنیم.همه ی ما حق انتخاب داریم.می توانیم از عادات منفی چشم پوشی کنیم و امیدوار باشیم که از ما دورشوندویا با آن ها مقابله نموده و برای همیشه بر آن ها غلبه کنیم(رویکرد شتر مرغ)اصلاح رفتار از غلبه بر ترس های غیر منطقی و نامعقول و خارج شدن از راحت طلبی حاصل می شود.به خاطر داشته باشید که ترس یک رفتار آموخته شده است و می تواند آموخته هم نشود.عذر تراشی های زیر رایج ترین توضیحات برای تغییر ندادن عادات منفی هستند:
1-ما همیشه آن کار را به آن طریق انجام داده ایم.
2-ما هرگز آن کار را به این طریق انجام نداده ایم.
3-آن به من مربوط نیست.
4-فکر نمی کنم تفاوتی ایجاد کند
5-خیلی مشغولم
من دو خواهر زاده دارم که یکی 12 و دیگری 14 ساله است و تنیس بازی می کنند.یک روز پدر آن ها به من گفت که این ورزش خیلی پرهزینه است.بچه ها توپ و راکت لازم دارند و باید هزینه ی چمن و مربی را نیز بپردازند.من گفتم در مقایسه با چه چیزی این ورزش پرهزینه است.او می خواست که پول خرج نکند و بچه ها باید بازی تنیس را متوقف کنند.اما اگر آن ها بازی را متوقف می کردند و با تمام انرژی و وقت بعد از آمدن به خانه باید چه کار می کردند؟پدرشان لحظه ای فکر کرد و سپس گفت:((به نظرم آن ها باید ادامه بدهند زیرا این ارزان ترین راه است))اوتشخیص داد که باید بچه ها را به سوی فعالیت های مثبت هدایت کند،درغیر این صورت آن ها به سوی چیزهای منفی جلب می شوند،زیرا که طبیعت از خلا بیم دارد.ما یا به سوی خوبی ها و یا به سوی بدی ها روی می آوریم و چیزی به نام خنثی وجود ندارد.
باید عادت ها را دقیقا بیازماییم.زیرا چیزهایی که گه گاه انجام می گیرند،به صورت یک عیب دائمی در می آیند.
1-آیا شما اجازه می دهید کیفیت کارتان خراب شود؟
2-آیا شایعه پراکنی می کنید؟
3-آیا همدلی در کوتاه مدت فراهم می شود؟
ما می توانیم پیش برویم و ادامه دهیم و عادت ها و را ایجاد کنیم.خوب است که به همین شکل عمل کنیم،زیرا اگر قرار باشد قبل از انجام هر عملی دقیقا فکر کنیم،هیچ گاه عملی را انجام نمی دهیم،چون وقت کافی برای این کار وجود ندارد.
ماعادت ها را به وسیله ی تمرین کنترل و خودنظمی افکارمان هدایت می کنیم.ما نیازمند مهارکردن نیروی ذهن نیمه آگاه هستیم.عادت ها را باید در دوران کودکی به وجود بیاورند،چون در بزرگسالی شخصیت انسان را می سازند.چیزهای درست را از اوان زندگی به وجود آورید،اما هرگز برای شروع دیر نیست.در معرض چیز مثبت یا منفی قرارگرفتن باهم تفاوت دارند.یادگیری عادات جدید زمان می برد،ولی عادات مثبت،هرگاه جزو عادات اصلی درآیند معنی جدیدی به زندگی می دهند.
خوش بینی یا بدبینی عادت هستند.عادت ها باعث درد یا لذت می شوند.ما کار را برای اجتناب از درد و رنج یا برای رسیدن به لذت و مسرت انجام می دهیم.بنابراین هرگاه سود و منفعت از درد و رنج باشد به آن عادات ادامه می دهیم.ولی اگر درد و رنج بیشتر از سود و منفعت باشد ما آن را رها می کنیم.برای مثال وقتی پزشک به فرد سیگاری توصیه می کند که سیگار را متوقف کند،پاسخ می دهد.((من نمی توانم!این یک عادت است و من از آن لذت می برم))و به سیگار کشیدن ادامه می دهد.این جا لذت و مسرت بیشتر از درد و رنج است.تازمانی که او با یک مشکل پزشکی بزرگ مواجه می شود وپزشک می گوید اگر می خواهید زنده بمانید،بهتر است سیگار کشیدن را متوقف کنید واو متوقف می کند.این جا درد و رنج بیشتر از لذت و مسرت است.
فکر کنید چگونه دوچرخه سواری یاد گرفتید.برای این منظور چهار مرحله وجود دارد:مرحله ی اول عدم کارآیی ناخودآگاه نامیده می شود.در این مرحله ما متوجه نیستیم که نمی دانیم.کودک نمی داند که چگونه دوچرخه را سوار شود(ناخودآگاه)و ضمنا نمی تواند سوار شود(عدم کارآیی)
مرحله ی دوم ناکارآیی آگاهانه نامیده می شود.این مرحله ای است که بچه رشد کرده و دوچرخه را می شناسد،اما نمی تواند آن را سوار شود.
مرحله ی سوم کارآمدی آگاهانه نامیده می شود.حال او می تواند دوچرخه را سوار شود اما هر لحظه فکر می کند که چگونه این کار را انجام دهد.بنابراین با آگاهی و کوشش کودک برای سوار شدن کارایی دارد.
مرحله ی چهارم به نام کارایی ناخودآگاه نامیده می شود.دراین مرحله فرد تمرین کرده که با آگاهی دوچرخه را سوار شود بدون این که درباره ی آن فکر کند.این مرحله فرآیند خودبه خودی نامیده می شود.او می تواند در حین سوار بودن با دیگران صحبت کند وبرای آن ها دست تکان دهد.این امر بدین معنی است که او به مرحله ی کارایی ناخودآگاه رسیده است.دراین مرحله او نیاز به تفکر و تمرکز بر موضوع ندارد زیرا الگوی رفتاری به صورت خودبه خودی درآمده است.در این مرحله ما می خواهیم عادت های مثبت خود را به دست آوریم.متاسفانه گاهی ما عادت های منفی نیز داریم که به صورت کارایی ناخودآگاه در می آیند و پیشرفت های ما را تعیین می کنند.
مطالعات نشان می دهند که بیشتر سیگاری ها تا سن 21 سالگی سیگار کشیدن را آغاز کرده اند و اگر کسی از 21 سالگی عبور کند احتمال کمی وجود دارد که آن شخص سیگاری شود.این امر بیانگر این است که سیگار کشیدن به صورت ناخودآگاه شرطی می شود و شرطی شدن ما در سن جوانی شروع می شود.