| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
سلام دوست قدرتمندم
میدونی!
ظرفیت ساختن خوشبختی خودت رو داری ...
احساسات تغییر میکنن،
آدمها تغییر میکنن،
و زمان پیش میره.
میتونی به اشتباهات گذشتت بچسبی
یا اینکه آنها را رها کنی و خوشبختی خود را بسازی.
لبخند یک انتخاب است نه معجزه.
اشتباه نکن و صبر نکن تا کسی یا چیزی به سراغت بیاد و شادمانت کنه.
خوشبختی واقعی از درون خود تو به وجود میاد.
پس
من لباس انسان های شاد را می پوشم.
باغی بود سبز و شاداب و پرمیوه که کودکان وقتی عصرها از مدرسه باز می گشتند گردشی در آن می کردند و روح های پاکشان به وجود این باغ شاد و خرم بود. روزی صاحب باغ که غول خودخواهی بود از سفر باز آمد و بچه ها را در آن باغ دیدو با تندی و خشونت همه را بیرون کرد، در باغ را بست و تابلویی نصب کرد که "متجاوزان به حریم باغ تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت." کودکان محروم شدند و غصه خوردند و آنگاه زمستان شد اما دنبال آن دیگر بهار در باغ نیامد، گلی نشکفت، شکوفه ای ندمید، همه چیز سرد و خشک ماند و سالها بدین منوال گذشت.
یک روز، پس از چندین زمستان مستمر، غول، موسیقی شگفتی در باغ شنید و آن صدای بلبلی بود. با خود گفت انگار بهار آمده است. برجست و بیرون پرید و منظره عجیبی دید: بچه ها از حفره کوچکی به درون باغ آمده بودند و هریک بر شاخی نشسته و درختان سبز و خندان شده- تنها در یک گوشه باغ همچنان زمستان بود و کودک خردسالی که در هاله ای از نور غرق بود، زیر درخت خشک ایستاده بود و نمی توانست بالا برود. غول کودک را بر شاخه نهاد و دانست که بهار باغ به حضور آن کودکان حاصل می شود، پس دیوارهای باغ را از میان برداشت تا کودکان بی هیچ زحمتی به باغ او درآیند. اما آن کودک خردسال نورانی را دیگر در میان بچه ها ندید. سالها گذشت و او مردی کهنسال و ضعیف شده بود. روزی بار دیگر در باغ آن کودک را دید و خوشحال شد. کودک به او گفت: چون تو روزی مرا به باغ راه دادی و بر شاخ نهادی امروز من آمده ام تو را به جائی دعوت کنم که نام آن بهشت است. روز بعد مردمان دیدند که صاحب باغ در زیر همان درخت آرمیده و جان سپرده است.
"داستان غول خودخواه" اثر اسکار وایلد
برای مشتری اعتماد ایجاد کنید یا به عبارتی اعتماد بفروشید. اعتماد = فروش.
۹۰ درصد وقت صحبت را به مشتری بدهید.
شناخت مناسبی از خود و محصول تان ارائه دهید.
بایستید! زمانی که تلفنی عمل فروش را انجام میدهید.
مثبت اندیش باشید و نه خیلی واقع گرا.
بازار مناسب را پیدا کنید. در هیمالیا یخ نفروشید!
پیگیری کنید.
به مشتری وقت دهید تا تصمیم گیری کند.
به خاطر داشته باشید که برای دریافت یک پاسخ بله , چندین و چند بار باید نه بشنوید
«میلتون» با وجود اینکه نابینا بود، می نوشت. «بتهوون» در حالی که ناشنوا بود آهنگ می ساخت. «هلن کلر» در حالی که نابینا و ناشنوا بود سخنرانی می کرد. «رنوار» در حالی که دست هایش دچار عارضه رماتیسمی بود، نقاشی می کرد.
مجسمه ساز مکزیکی بعد از قطع دست راستش، ساخت مجسمه ای را که آغاز کرده بود با دست چپ به پایان رساند. .
آدم ها علیرغم نابینایی، ناشنوایی، معلولیت، پیری، فقر،کم سنی، مشقت یا بیسوادی بر سختی ها غلبه می کنند، از همه پیشی می گیرند، کار را به اتمام می رسانند و موفق می شوند
شما هم می توانید علیرغم سختی ها و مشکلات خود را به هدف برسانید. شک نکنید
فرهنگ یعنی
تو مهمونی، همش سرت تو گوشی نباشه
فرهنگ یعنی
وقتی یکی یه عکس از تو گوشیش بهت نشون میده، عکسهای قبلی و بعدی رو نبینی.
فرهنگ یعنی
لهجه دیگران رو مسخره نکنیم.
فرهنگ یعنی
مطالب، شعرها و خبرها رو حتما با ذکر منبع به اشتراک بذاریم.
فرهنگ یعنی
خصوصیات ظاهری دیگران رو مسخره نکنیم، چهره هیچ کس به انتخاب خودش نبوده.
فرهنگ یعنی
حواسمون به صدای دزدگیر ماشین مون باشه، همسایه ها رو آزار ندیم.
فرهنگ یعنی
تو چیزی که در موردشان اطلاع نداریم دخالت نکنیم و نظر ندیم
فرهنگ یعنی
واسه خودت زندگی کنی و واسه حرف مردم زندگی نکنی
فرهنگ یعنی
رشته تحصیلی یا شغل کسی رو مسخره نکنیم. همه مشاغل و همه رشته های تحصیلی نیاز جامعه هستند.